-
26- عکس
دوشنبه 26 بهمن 1394 14:08
سلام دوستان لطفا راهنماییم کنید کدوم یک از این مانتوها رو بردارم همشون تو تنم خوب میمونن اما نمیدونم کدومو بردارم شماره ۱ شماره ۲ شماره۳
-
25-پست مصور(عکسای مربوط یه عقد)
یکشنبه 25 بهمن 1394 14:41
سلام عکس لباس عقدم سفره عقدمون با کیک و آینه شمعدان گل خواستگاریم شیرینی خواستگاری حلقه وساعت دست من حلقه وساعت دست همسرم آویزی که روز خواستگاری همسرم بهم داد خدایا شکرت
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 22 بهمن 1394 10:57
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 22 بهمن 1394 01:17
سلام تو پست شماره ٢٠ تا روز قبل بله برون نوشتم ، ادامه: روز جمعه١٣ بهمن قرار شد خانواده همسرى بیان براى خواستگارى ، مامان فقط به آبجیم وشوهرش گفت بیان ، از عمو ودایی کسی رو دعوت نکردیم، قرار بود بعد ازشام بیان منم از استرس داشتم میمردم، قبل از اومدن اونا بابا ازم پرسید سمیه شرایط خاصی دارى که مطرح کنى؟؟ در مورد مهریه...
-
٢٤- سومین سالگرد عقدمون مبارک ( بله برون تا عقد)
پنجشنبه 22 بهمن 1394 01:17
سلام تو پست شماره ٢٠ تا روز قبل بله برون نوشتم ، ادامه: روز جمعه١٣ بهمن قرار شد خانواده همسرى بیان براى خواستگارى ، مامان فقط به آبجیم وشوهرش گفت بیان ، از عمو ودایی کسی رو دعوت نکردیم، قرار بود بعد ازشام بیان منم از استرس داشتم میمردم، قبل از اومدن اونا بابا ازم پرسید سمیه شرایط خاصی دارى که مطرح کنى؟؟ در مورد مهریه...
-
٢٣-چند روز نوشت
شنبه 17 بهمن 1394 19:55
سلام روزها زود زود میگذرن فقط ٤٣روز تا عید مونده ، خیلى ذوق دارم براى عید با اینکه اصلا برنامه خاصى نداریم، چون همچنان در حال پول اندوزى هستیم و عید نمیخواییم براى مسافرت یا خرید هزینه کنیم ، احتمال ٩٩ درصد عید امسالم مهمون خونه خودمون هستیم، با اینکه خیلی دلم مسافرت میخواد اما به صلاحمونه که امسالو هم کم خرج کنیم،...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 15 بهمن 1394 18:50
سلام روزها زود زود میگذرن فقط ٤٣روز تا عید مونده ، خیلى ذوق دارم براى عید با اینکه اصلا برنامه خاصى نداریم، چون همچنان در حال پول اندوزى هستیم و عید نمیخواییم براى مسافرت یا خرید هزینه کنیم ، احتمال ٩٩ درصد عید امسالم مهمون خونه خودمون هستیم، با اینکه خیلی دلم مسافرت میخواد اما به صلاحمونه که امسالو هم کم خرج کنیم،...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 14 بهمن 1394 18:15
-
٢٢-روزمره
چهارشنبه 14 بهمن 1394 11:40
سلام روزمره نویسی : دوشنبه: براى ناهار هیچى نذاشتم ، یه کم خونه رو مرتب کردم دوش گرفتم رفتم مغازه ظهر که اومدیم خونه همسرى رفت حموم منم سیب زمینى و پیاز نگینى سرخ کردم ،بقیه هویجارو ریختم تو آبمیوه گیر ، بعد اینکه همسرى اومد تخم مرغ زدم بهش براى ناهار خوردیم، براى شام سوپ گذاشتم رو بخارى بعد استراحت رفتیم مغازه ، شب...
-
٢١-محنا رفت
سهشنبه 13 بهمن 1394 17:23
خیلی ناراحتم خیلی خیلی ناراحت...... محنا رفت ، بعد ازظهر دفنش کردن بیچاره نسرین..... بعدا نوشت: براى محنا مراسم ترحیم نمیگیرن ، چون بچه بود وبه سن تکلیف نرسیده بود، امشب همه رفتن خونه شون ، منو مامان هم با بابا و همسرى رفتیم، فضا خونه شون واقعا سنگین بود ، قلبم داشت از جاش کنده میشد ......
-
٢٠-خاطره خواستگاریم (سومین سالگرد خواستگارى)
دوشنبه 12 بهمن 1394 19:08
سلام امروز سومین سالگرد روز خواستگارى مون بود، یکى از بهترین روزاى زندگیم براى رسیدن روز خواستگارى خیلی نذر و نیاز میکردم همش دلم میخواست منم عروسی کنم ، (فک میکردم عروسی کنم چه اتفاق شاقی میفته) تو بلاگفا کامل نوشته بودم اما نامرد همه رو خورد، اما براى دل خودم دوباره مینویسم: خیلى ریز با جزیئات نوشتم اگه حوصله تون سر...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 12 بهمن 1394 13:14
سلام روز مره نویسی دوشنبه: براى ناهار هیچى نذاشتم ، یه کم خونه رو مرتب کردم دوش گرفتم رفتم مغازه ظهر که اومدیم خونه همسرى رفت حموم منم سیب زمینى و پیاز نگینى سرخ کردم ،بقیه هویجارو ریختم تو آبمیوه گیر ، بعد اینکه همسرى اومد تخم مرغ زدم بهش براى ناهار خوردیم، براى شام سوپ گذاشتم رو بخارى بعد استراحت رفتیم مغازه ،...
-
١٩- روز مره
یکشنبه 11 بهمن 1394 20:03
سلام امروز صبح یه خانمى اومد مغازه ، یه مانتو مشکى ساده میخواست براى مراسم ترحیم مادرشوهرش ، که امروز فوت کرده بود، یه لحظه بهش حسودیم شد، سمیه بدجنس میشود(آیکون بدجنس) صبح که مغازه بودیم ، براى ناهار سیرابى خوردیم، بقیه هویج رو که از هفته قبل مونده پوست گرفتم ریختم تو آب ، ظرفارو رو چیدم تو ماشین ظرفشویی ، روى دوساعت...
-
١٨- محنا
شنبه 10 بهمن 1394 23:59
سلام آدم چقد باید خوش شانس باشه که شوهرش هر چندروز یکبار. براش ایزى لایف بخره تا دسشویی نره ، که خداى نکرده به پاش فشار میاد ، آدم چقد باید خوش شانس باشه که هفته اى ٢-٣ بار خونه اش مهمونى دوره اى داشته باشه و شوهرش بره میوه و شیرینى بخره ، وسایل عصرونه بخره ، هیچى هم نگه آدم چقد باید خوش شانس باشه که شوهرش سفر مالزى...
-
١٨-غصه نوشت
شنبه 10 بهمن 1394 19:57
سلام آدم چقد باید خوش شانس باشه که شوهرش هر چندروز یکبار. براش ایزى لایف بخره تا دسشویی نره ، که خداى نکرده به پاش فشار میاد ، آدم چقد باید خوش شانس باشه که هفته اى ٢-٣ بار خونه اش مهمونى دوره اى داشته باشه و شوهرش بره میوه و شیرینى بخره ، وسایل عصرونه بخره ، هیچى هم نگه آدم چقد باید خوش شانس باشه که شوهرش سفر مالزى...
-
١٧-روزاى برفى قشنگ
جمعه 9 بهمن 1394 19:51
سلام روزاى برفى حال آدمو خوب میکنه ، من که عاشق برفم ، همه جا تمیز و سفیده ، این سفیدى به آدم انرژى میده، اینکه آدم مجبور میشه لباس ضخیم بپوشه ، همش کنار بخارى باشه خوشم میاد، به به نوشیدنى هاى گرم بیشتر میچسبه ، یه جورى از لغو ویزا براى روسیه خوشحال شدم ، انگار یه پام روسیه ست یه پام ایران ، دلخوشم دیگه تا سه شنبه...
-
١٧- یه روز برفى قشنگ
چهارشنبه 7 بهمن 1394 19:36
سلام روزاى برفى حال آدمو خوب میکنه ، من که عاشق برفم ، همه جا تمیز و سفیده ، این سفیدى به آدم انرژى میده، اینکه آدم مجبور میشه لباس ضخیم بپوشه ، همش کنار بخارى باشه خوشم میاد، به به نوشیدنى هاى گرم بیشتر میچسبه ، یادم باشه شب برم شیر بخرم ، شیرکاکائو درست کنم، تا سه شنبه نوشته بودم ، ظهر رفتیم خونه ناهار خوردیم ،...
-
١٦- طرز تهیه کیک خیس
چهارشنبه 7 بهمن 1394 01:18
طرز تهیه کیک خیس رو به درخواست یکى از دوستان میذارم ، من همیشه با این دستور درست میکنم ، واقعا مزه ش محشره عکس بالا کار خودمه با خامه قنادی تزیین کردم مواد لازم: شکر ١/٥لیوان روغن مایع ١/٥لیوان شیر١/٥ لیوان ارد ۲ لیوان تخم مرغ ۳ عدد پکینگ پودر ۱قاشق غذاخورى یا ۱۰ گرم وانیل ١ قاشق چایخورى یا ۵ گرم پودر کاکائو ۵۰ گرم یا...
-
١٥- چندروز نوشت
سهشنبه 6 بهمن 1394 12:02
سلام شنبه : به نظر من هواى بارانى بهترین هواست، امروز بیدار که شدم دیدم نم نم بارون میاد خیلی خوشحال شدم ، اما خونه تاریک بود مجبور شدیم ساعت ٩:٣٠تو خونه چراغ روشن کنیم، پنجشنبه تا ظهر نوشتم ، حالا بعدش : فقط در مورد صبح پنجشنبه یادم رفت بنویسم که همسرى ازلجش رفته بود کل حقوقمو به حساب خودم ریخته بود ، sms بانک اومد...
-
١٥-
شنبه 3 بهمن 1394 16:17
سلام به نظر من هواى بارانى بهترین هواست، امروز بیدار که شدم دیدم نم نم بارون میاد خیلی خوشحال شدم ، اما خونه تاریک بود مجبور شدیم ساعت ٩:٣٠تو خونه چراغ روشن کنیم، پنجشنبه تا ظهر نوشتم ، حالا بعدش : فقط در مورد صبح پنجشنبه یادم رفت بنویسم که همسرى ازلجش رفته بود کل حقوقمو به حساب خودم ریخته بود ، sms بانک اومد دیدم ،...
-
١٤-روز اول بهمن
پنجشنبه 1 بهمن 1394 12:05
سلام دو روزه ننوشتم ، البته ٢٩ یعنى پرى روز نوشتم ، همش پرید دیگه وقت نشد بنویسم، دیروزم مغازه شلوغ بود نتونستم بنویسم، امروزم که اولین روز بهمنه در خدمتتون هستم، پرى روز که یه روز معمولى برد مثل بقیه روزا صلح که مغازه بودیم ، از مغازه ى شیشه و چینى فروشی دوتا فلاکس چای بچه گانه خریدم یکیشو مامان خواسته بود براى...
-
١٣-تولدم مبارک
چهارشنبه 30 دی 1394 00:03
سلام، بلاخره ٢٩ سالگى تموم شد ، منم وارد سى سالگى شدم تولدم مبارک
-
١٢- مهمون مامان
دوشنبه 28 دی 1394 17:55
سلام امروز دوشنبه ست دو روز دیگه تا تولدم مونده، میخوام براى تولدم کیک خیس بپزم ، اونى کیکى که پنجشنبه خریدم سورى بود ، تولد اصلیم چهارشنبه ست ، میخوام یه سرى تصمیمات خوب هم براى خودم بگیرم ، روز تولدم اون تصمیماتو مینویسم، امروز بازم ساعت ١٠ از روى تخت بلند شدم ، براى صبحونه شیر گرم کردم ، ظرفاى توى سینک رو شستم ،...
-
١١- روز مره
یکشنبه 27 دی 1394 18:10
سلام یه روز خوب دیگه ، امروز ساعت١٠ از روى تخت بلند شدم، چایی دم کردم ، عکسا وفیلماى آى پد رو ریختم رو لپ تاپ تا بعد از ظهر بتونم تو وبلاگم عکس بذارم، تخم غاز رو پختم و چای و فطیر برداشتم رفتم مغازه ، حاج آقا هم مغازه بود ، از امروز پلاکارد انبارگردانى و تغییر جنس زده به اضافه پیامک براى مشتری هاى ثابت و عمومى، قیمتا...
-
10- عکسای مهمونی پنجشنبه
یکشنبه 27 دی 1394 14:52
سلام اینم چندتا عکس از مهمونی 5شنبه اول عکس آقا دانیال کیک تولدم سیخ میوه قبل از زدن موز . موزو آخرسر زدم تا سیاه نشه سالاد میوه با آب گیلاس ژله بستنی عکس سفره . البته عکس کامل از سفره ندارم وقت نشد بگیرم بوقلمون با تزیین شاهکار خودم و کرم کارامل ته دیگ مرغ بریان پلو از فسنجون نازنین هم یادم رفت عکس بگیرم خدایا شکرت
-
٩- اولین موى سفید
شنبه 26 دی 1394 19:55
سلام عشقولیا خوبی؟؟؟ امروز صبح قرار بود زودتر بیدار شیم براى صبحونه تخم غاز بخوریم ، دیشب که من تا ساعت ٣ بیدار بودم و همسرى ١:٣٠ خوابیده بود ، یادم افتاد نون نداریم ، دیگه صبح دیر بیدار شدم گفتم همون نون و چاى رو میخوریم ، ساعت ٩:٣٠ بیدارشدیم اما من ١٠ از روى تخت بلند شدم ، تو آینه که خودمو نگا میکردم یهو دیدم یه موى...
-
٨- تولد آبجى جونم
شنبه 26 دی 1394 01:47
سلام امرخوز تولد آبجیه گلمه ، تولدش مبارررررررررررررک امروز بس که دیشب خسته شده بودم به زور ساعت١٠:٣٠ بیدار شدیم، استثنا امروز من زودتر بلند شدم ، رفتم سماورو روشن کردم بعد پشیمون شدم گفتم شیر وکیک داریم بهتره شیر بذارم گرم شه راى صبحونه بخوریم ، بعد رفتن به سرویس ، اومدم ظرفای تو ماشینو جابه جا کنم که دیشب شسته شده...
-
٧-مهمونى
پنجشنبه 24 دی 1394 19:01
سلام یه مهمونى سورى براى تولدم ، تولدم پیشاپیش مباررررررررررررک، امروز از صبح که بیدارشدیم در حال تدارک براى مهمونى شب بودیم، ساعت ٨:٤٠ دقیقه بیدار شدیم ، همسرى چند دقیقه زودتر بلند شد رفت ، چند ثانیه بعد رفتنش تا در قابلمه فسنجونو برداشت ، داد زد سمیه فسنجون سوخته منم یه جورى ترسیدم با عجله رفتم تو هال دیدم ، اى بابا...
-
٦-قهروآشتى
پنجشنبه 24 دی 1394 13:10
سلام امروز قهرى از خواب بیدار شدم ، یعنى از دیشب که قهر بودم تا صبح و الى شب ادامه داشت، چون دیشب ناراحت خوابیدم ، تو خواب هم کابوس می دیدم ، صبح هم با ناراحتى و دندون درد بیدار شدم، بعد اینکه همسرى رفت مغازه منم بیدار شدم لوبیا چیتى رو که از دیشب روى بخارى بار گذاشته بودمو پخته بود برداشتم بردم آشپزخونه ، یه دونه...
-
٥- روز مره
سهشنبه 22 دی 1394 18:12
سلام یه روز قشنگ دیگه، امروز با دندون درد از خواب بیدار شدم ، شبم به خاطر دندون درد خیلی اذیت شدم، دارم دندونامو روکش میزنم ، دکتر ٢-٣ تا شو بدون عصب کشی تراش داده اونا خیلى اذیت میکنن، گرفتارى شدم دست این دندونا، یه شب قبل عروسیم رفتیم شورابیل شامو اونجا بخوریم ، که موقع خوردن کباب دندون آسیاب کوچیکم ، از جلو ، اولى...